السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
679
تفسير الميزان ( فارسي )
خود او و بديهايش نيز به زيان خود او است . بار پروردگارا ! ما را بر آنچه كه از روى فراموشى يا خطا انجام دادهايم مؤاخذه مكن ، بار پروردگارا ! تكليف گران و طاقتفرسا چنان كه بر گذشتگان نهادى بر ما نگذار ، بار پروردگارا ! بار تكليفى فوق طاقت ما را به دوش منه و بيامرز و ببخش گناه ما را و بر ما رحمت فرما تنها سلطان ما و يار و ياور ما تويى ، ما را بر ( مغلوب كردن ) گروه كافران يارى فرما ( 286 ) . بيان آيات گفتار در اين دو آيه خلاصه مطالبى است كه غرضى را بطور مفصل بيان مىكرد ، در سابق هم گفته بوديم كه غرض اين سوره بيان اين معنا است كه حق عبادت خداى تعالى اين است كه عبد ، به تمامى آنچه او به زبان پيامبرانش بر بندگانش نازل كرده ايمان آورد ، بدون اينكه ميان پيامبران او فرقى بگذارند و اين غرض ، همان غرضى است كه آيه اولى تا كلمه « من رسله » ايفا نموده ، و در سوره قصص هم مخالف اين دستور را از بنى اسرائيل حكايت مىكند كه با اينكه انواعى از نعمتها از قبيل كتاب و نبوت و ملك و غير آن را به ايشان داده بود ، آنان اين نعمتها را با عصيان و تمرد و شكستن ميثاقها و كفر ، تلافى كردند ، و اين همان معنايى است كه ذيل آيه اول و همه آيه دوم به آن اشاره نموده ، مىفرمايد : بايد بندگان براى اجتناب از آنها به خدا پناه ببرند ، بنا بر اين ، آخر آيه به اولش و خاتمه اش به آغازش برمىگردد . از اينجا خصوصيت مقام بيان در اين دو آيه روشن مىشود ، توضيح اينكه خداى سبحان سوره را با صفتى شروع كرد كه واجب است هر فرد با تقوايى متصف به آن صفت بوده باشد ، و آن صفت عبارت است از اينكه بر بنده خدا واجب است از عهده حق پروردگار برآيد . مىفرمايد : بندگان با تقواى او ، به غيب ايمان دارند و نماز را به پا مىدارند ، و از آنچه خدا روزيشان كرده انفاق مىكنند ، و به آنچه بر پيامبر اسلام و ساير رسولان نازل كرده ، ايمان مىآورند ، و به آخرت يقين دارند . و به دنبال چنين صفتى است كه خدا آنان را مورد انعام قرار داده و هدايت قرآن را روزيشان كرد ، و دنبال اين مطلب به شرح حال كفار و منافقين پرداخت ، و سپس بطور مفصل ، وضع اهل كتاب و مخصوصا يهود را بيان كرد ، و فرمود كه خداى تعالى با هدايت كردن آنان بر ايشان منت نهاد ، و با انواعى از نعمتها گراميشان داشت ، و مورد عنايات عظيمى قرار داد ، ولى در مقام تلافى ، جز با طغيان و عصيان نسبت به خدا و كفران نعمتها و انكار او و رسولانش و دشمنى با فرشتگانش و تفرقه انداختن ميان رسولان و كتب او بر نيامده ، و عكس العملى نشان ندادند ، خداى تعالى هم همانگونه با آنان مقابله كرد ، كه با تكاليفى دشوار و احكامى سخت ، از قبيل به جان هم افتادن ، و يكديگر را كشتن و به صورت